BPM

 

BPM دستخوش یک انقلاب است

این راهنمای ساده توضیح می‎دهد که بلاکچین چیست، چه کاربردهای عملی در کسب و کار دارد و چرا آینده مشاغل بستگی به درک نحوه کار آن دارد. این مطلب شامل واژه نامه مفیدی از مفاهیم معمول بلاکچین و اصطلاحات مخصوص آن است.

اگر کتاب ثروت ملل آدام اسمیت (۱۷۷۶) را خوانده باشید، می‎دانید که مدیریت فرآیندهای کسب و کار قدمتی بیش از ایالات متحده آمریکا دارد:

آدام اسمیت:”یک کارگر که آموزش ویژه‎ای ندیده باشد، شاید با نهایت پشتکار خود بتواند یک پین در روز بسازد و مطمئناً نخواهد توانست بیست عدد بسازد. اما به روشی که اکنون این صنعت انجام می‎شود، نه تنها کل کار یک تجارت عجیب و غریب است، بلکه به چند قسمت تقسیم می‎شود که بخش عمده آنها نیز به همین ترتیب عجیب و غریب به نظر می‎رسند. یک نفر فلز را تبدیل به سیم می‎کند. دیگری آن را صاف می‎کند؛ نفر سوم آن را می‎برد. نفر چهارم آن را تیز می‎کند؛ نفر پنجم بالای آن را پرچ می‎کند. آنها هنگامی ‎که تمام تلاش خود را به کار بگیرند می‎توانند در طی یک روز حدود دوازده پوند پین بسازند. بنابراین ده نفر می‎توانند چهل و هشت هزار پین در روز بسازند. لذا هر شخص با ساختن یک دهم از چهل و هشت هزار پین، ممکن است چهار هزار و هشتصد پین در روز بسازد. اما اگر همه آنها جداگانه و مستقل عمل کرده بودند مطمئناً هر یک از آنها نمی‎توانستند بیست عدد و شاید حتی یک عدد پین در یک روز بسازند. بخشهایی از آنچه در حال حاضر قادر به انجام هستند، در نتیجه تقسیم مناسب عملیات و ترکیبی عملیات مختلف آنها می‎باشد. ”

بنابراین آیا واقعاً طی ۲۰۰ سال همه چیز در مورد نرم افزارهای BPM که امروز در سازمان‎های خود می‎پرورانیم، تغییر کرده است؟ آدام اسمیت تقسیم کار و سپس ترکیب مجدد عملیات مختلف آن را – به عنوان اولین راه برای افزایش نمایی بازدهی کارخانه – شناسایی کرد. ما می‎دانیم که چه در حال ساختن یک ماشین باشیم و چه برای مهمان‎های تابستانی کاپ کیک درست کنیم، یک جفت دست اضافی با استقرار مناسب، می‎تواند بازده ما را افزایش دهد – نه با نصف کردن کار، بلکه با بهره‎ور نمودن کارمان. آیا این همان کاری نیست که BPM انجام می‎دهد؟ مشاغل کوچک غالباً با تیمی ‎از افراد چندکاره شروع می‎شوند، اما یک کسب و کار نباید آنقدر بزرگ شود که رزومه کارمند حقوق و دستمزد و رئیس بخش فروش بسیار متفاوت باشند. مطمئناً به جز در وخیم ترین شرایط، انتظار ندارید که آنها وظایف یکدیگر را پوشش دهند. این امر منجر به تقسیم کار شده و به جای یک رویکرد فرآیند گرا، به رویکردی اغلب دپارتمان گرا مبدل گشته است.  BPM  به عنوان یک دستورالعمل، مدتهاست که به دنبال دستیابی به هدف کارآیی و اثربخشی فرآیند است.

اتوماسیون رباتیک فرآیند جزء آخرین شاخه های درخت تکاملی است: ممکن است هنگامی که ما کار را تقسیم کنیم تا افراد وظایفی را که به بهترین وجه برای آنها مناسب است انجام دهند، شروع به تخصیص یکسری وظایف به کامپیوترها نماییم که قبلاً توسط انسانها انجام می‎شدند- و متوجه می‎شویم که رباتها در حال انجام کارهای بسیار سبک متعلق به بسیاری از فرآیندهای کلیدی و معمولا تکراری هستند که در صورت انجام توسط انسان مستعد خطا خواهند بود. اتوماسیون انسان را از انجام فعالیت‎های پیچیده تر رها می‎کند. در جایی که BPM یک رشته کاربردی است، RPA  یک پیشرفت در اجرای تکنولوژی محسوب می‎شود.


 

ما در شرکت توسعه راهکار جهان مدیر آماده خدمت رسانی برای بهره بردای شما از اتوماسیون فرایندهای رباتیک RPA هستیم.

 


هدف از بکارگیری  BPM، خواه آن را بر روی یک قطعه هوشمند از نرم افزار رایانه ای بکار گیرید و خواه برای قرار دادن کارت‎ها در میز سالن اجتماعات استفاده کنید، تغییر چندانی نمی‎کند: کاربرد آن اساساً مربوط به به دست آوردن کارایی و اثربخشی فرآیند است. نحوه استفاده شرکت‎ها از این روش‎ها، تکنیک‎ها و اصول متنوع است و از این رو تعیین کننده موفقیت آنها است.

به همین ترتیب، آدام اسمیت ممکن است به سرعت خود را در خانه و مشغول با برخی از مفاهیم  BPM، و به طور بالقوه حتی محصولات کاربرپسندتر موجود در بازار ببیند(ناگفته نماند که جذب ویژگی های موتورهای تحلیلی صفحه لمسی پرتابل ما نیز شده است).

و سپس بلاک چین وارد صحنه می‎شود.

رابطه مدیریت فرایند و بلاکچین 4
رابطه مدیریت فرایند و بلاکچین ۴

بلاک چین نقش واضحی در برنده شدن سود سهام مربوط به ۲۰ سرمایه گذار در ارزهای دیجیتال و تبدیل نمودن آنها به تیتر اخبار داشته است. اما تکنولوژی بلاکچین چیزی فراتر از ثروتمند ساختن چندین سرمایه گذار اولیه است. پتانسیل بلاک چین چه چیزی بیش از پر کردن جیب های افراد فوق العاده ثروتمند می‎تواند باشد؟

کلمه بلاک چین (blockchain ) یک اصطلاح کوتاه برای نوع خاصی از تکنولوژی توزیع شده است. در یک بلاک چین بدون مجوز عمومی‎ مانند بیت کوین یا  Ethereum، هر گره از شبکه از هر جای شبکه قابل مشاهده است. یک دورهمی عصرانه دوستانه را تصور کنید:

آدام: من برای تو قهوه می‎گیرم باربارا، زیرا تو هفته گذشته برای من قهوه گرفته بودی.

باربارا: ممنون آدام!

کلایو: من کیف پولم را در خانه جا گذاشته ام … آدام، ممکن است برای من هم بگیری؟

دنیس: اوه، من هم همینطور! ببخشید آدام!

آدام: پس من قهوه همه رو میخرم …

ادوارد: من به تو می‎گویم چه کار کنی آدام – من از هفته گذشته هنوز ۱۵ دلار به تو بدهکار هستم. من این قهوه‎ها را می‎گیرم و به این ترتیب برابر می‎شویم، خوب است؟

پیشخدمت مبلغی را از ادوارد می‎گیرد و گرچه هیچ کس آن را  “بلاک چین “نمی‎نامد، اما دقیقاً همان چیزی است که انجام می‎شود: شرکت کنندگان در شبکه پیگیری تمام معاملات را انجام داده اند.

تفاوت در این است که یک بلاک چین (با بخش‎های مبادلاتی خود)، در کامپیوترها زندگی می‎کند و نه در حافظه دوستانتان که ممکن است به شما یادآوری کنند که این سومین هفته متوالی است که کیف پول خود را در خانه گذاشته‎اید و شاید زمان آن باشد که شما نوشیدنی بخرید.

در مورد بیت کوین نیز همین است: هیچ بانک مرکزی ارز صادر نمی‎کند. ارز دیجیتالی با استفاده از بلاک چین و بکارگیری رمزگذاری نظامی ‎برای ایجاد بیت کوین، مشکل هزینه دو برابر کردن را حل نمود(یعنی اجازه نمی‎دهد دو برابر همان پول دیجیتال را خرج کنید). بدون آنکه لازم باشد آن را توسط یک مقام مرکزی قابل اعتماد اجرا کنید. درست همانطور که هر بار که پول نقد را در مغازه تحویل می‎گیرید، به مهر تأیید بانک نیاز ندارید.

اجرای بلاک چین به صورت بیت کوین – یک نماد پول نقد دیجیتالی همتا یا peer-to-peer – به خودی خود یک مقاله است، اما این تنها مورد استفاده از بلاک چین نیست. بگذارید کمی روی استفاده های غیر پولی از بلاک چین تمرکز کنیم. یک مثال ساده در مورد نحوه کمک به محافظت از مالکیت معنوی بیان می‎کنیم:

بگذارید مطلبی را که هم اکنون می‎خوانید “نسخه ” A بنامیم. حال تصور کنید که انتشارات دیگری تصمیم دارد ‎با قرار دادن گزارش ها و مصاحبه های بیشتر، کمی آن را بزرگتر کرده و در مجله خود آنچه را که “نسخه “B نام دارد، منتشر نماید. سپس این مطلب به اسپانیایی (نسخه  C) ترجمه شده و در خارج از کشور منتشر می‎شود. قبل از اینکه بیش از حد در نسخه های مختلف درگیر شویم، می‎بینیم که کل این تبادلات کمی‎ مانند بلاکچین شروع به کار می‎کنند: هر تکرار از مقاله بدون تغییر است و می‎توانیم ببینیم که در تکرارهای بعدی چطور ساخته شده است. این امر در عمل به چه معنی است؟ اگر شما مجله داشته باشید و بخواهید مجدداً مقاله را منتشر کنید و بخواهید به افرادی که آن را نوشتند دستمزد پرداخت کنید، بلافاصله می‎دانید که بسته به نسخه ای که می‎خواهید آن را چاپ کنید، پول را باید به کجا ارسال نمایید:

نسخه: A  نویسندگان اصلی

نسخه B:  نویسندگان اصلی، به علاوه ویرایشگر

نسخه C : نویسندگان اصلی، ویرایشگر و مترجم اصلی

هر نسخه از مقاله، نسخه قبلی را تغییر نمی‎دهد. این خاصیت تغییر ناپذیری است و یک مفهوم اصلی است که بعداً به آن خواهیم رسید. همانطور که وارد دنیای بلاک چین می‎شویم دو اصطلاح اصلی برای معرفی در این مرحله، اصطلاحات پروتکل و رمزگذاری هستند.

رابطه مدیریت فرایند و بلاکچین 4
رابطه مدیریت فرایند و بلاکچین ۴

با مراجعه به دوستان در کافی شاپ، معاملات طبق قوانین یا پروتکل های خاصی انجام می‎شوند: مثلاً همه آنها از همان ارز استفاده می‎کنند. ممکن است بگوییم که قانون دیگر این است که مبلغ پول مورد بحث بسیار ناچیز است و هرگونه تمهیدات مالی که ممکن است بین دوستان در جریان باشد، در کافی شاپ اتفاق می‎افتد.

همه بلاک چین ها دارای برخی از سطوح رمزگذاری هستند: اگر قضیه قهوه دوستان ما و اینکه چه کسی پول را می‎پردازد به زبان علامت اتفاق بیفتد، می‎توان گفت که این اطلاعات رمزگذاری شده است (فرض می‎کنیم پیشخدمت زبان علامت را نمی‎داند – مگر اینکه وی هکر باشد). همچنین می‎توانیم بگوییم که این یک بلاک چین مبتنی بر مجوز خصوصی است؛ زیرا فقط بین گروه دوستان وجود دارد – یک غریبه نمی‎تواند وارد آن شود و از ادوارد بخواهد که پول قهوه او را نیز بپردازد.

بنابراین یک بلاک چین می‎تواند برای برخی باز بوده و برای دیگران محدود باشد. یک دسته قوانین یا پروتکل برای مشارکت در شبکه و دسترسی به داده ها، مورد توافق قرار خواهد گرفت.

بنابراین دانستیم که بلاک چین چیست. اما چرا شرکتهای مختلف باید برای چیزی مثل BPM از آن استفاده کنند؟

بگذارید تصور کنیم که آدام اسمیت کنار ماست و ما باید این قضیه را برای او توضیح دهیم. ما از فرآیند خودش برای ساختن پین به عنوان سکوی پرتاب استفاده خواهیم کرد. بنابراین بسیار ساده است:

همانطور که آدام اسمیت خاطرنشان کرد، دادن یک کار جداگانه به هر فرد باعث می‎شود کل سیستم از نظر نمایی کارایی بیشتری

داشته باشد. چگونه می‎توان از بلاک چین در این مورد استفاده نمود؟

بیایید تصور کنیم که تنها در مورد پنج فرد مختلف که قطعات تشکیل دهنده یک پین را می‎سازند، صحبت نمی‎کنیم؛ بلکه پنج شرکت جداگانه نیز هستند. بدون هر یک از بخش‎های سیستم که با هم کار می‎کنند، در پایان هیچ پینی وجود ندارد، هیچ محصولی وجود ندارد و بنابراین هیچ کس حقوق نمی‎گیرد. این همکاری به همه کمک خواهد کرد.

حال تصور کنیم که قیمت فولادی که سیم از آن ساخته می‎شود آنقدر نوسان می‎کند که تأثیر عمده ای بر سود تولید کنندگان دارد. این عاملی است که می‎تواند بر روی هر شرکتی در این فرآیند تأثیر بگذارد، اما در واقع فقط یک شرکت، یعنی شرکتی که از فلز سیم می‎سازد، مواد اولیه را خریداری می‎کند. روزی که قیمت فولاد به طور ناگهانی بسیار ارزان شود، شرکت تهیه سیم مایل است تا حد امکان خریداری کند. اما متأسفانه آنها پول زیادی در بانک ندارند.

 

این جایی است که بلاک چین میتواند کمک کند.

به طور سنتی، سیم سازها ممکن است مجبور به مراجعه به بانک گردیده و از آنها تقاضای پول بیشتری به عنوان وام کنند. با داشتن پلتفرم اعطای وام مبتنی بر بلاک چین، آنها می‎توانند از مشاغل دیگر وام یا حتی خدمات دیگری دریافت کنند.

 

از آنجا که شرکت ها توافق کردند تراکنش‎های خود را در بلاک چین ضبط کنند، هر شرکتی می‎تواند ببیند دیگران چه کاری انجام می‎دهند. حتی اگر پول فولاد موجود در انبار شرکت نوک تیزکن، توسط شرکت ساخت سرپیچ ها پرداخت شود، توسط کامیون‎های شرکت برش دندانه‎های بالا تحویل داده شود و متعلق به شرکت سیم ساز باشد، هیچ بحثی وجود نخواهد داشت.

 

بلافاصله می‎توانیم ببینیم که بلاک چین این پنج شرکت را قادر ساخته است تا برای سود متقابل خود با یکدیگر همکاری نمایند. سازندگان پین متفاوتی را که در شهرهای دیگر قرار دارند اما در شبکه و پلتفرم بلاک چین مشابهی نیستند، تصور کنید.

پنج کسب و کار مورد بحث ما، به منظور یکی کردن منابع و از جمله امور مالی با یکدیگر همکاری می‎کنند. بسیاری از کسب و کارهای کوچک وقتی صحبت از پول نقد می‎شود، مورد لطف بانک های خود قرار می‎گیرند. با استفاده از یک شبکه و بستر مبتنی بر بلاک چین، شرکتها می‎توانند مبالغی را با شفافیت به یکدیگر وام دهند. آیا بانک ها می‎توانند ارزش این کار را دریابند و به عنوان کنسرسیوم به این شبکه ها بپیوندند؟ باید گفت این قضیه مدتی است که اتفاق افتاده است.

اشتراک داده‎ها به این شیوه و با رمزگذاری، به معنای سازگار بودن کیفیت داده ها، محافظت از اطلاعات اختصاصی و به لطف چندین نقطه بررسی اعتبار، به معنای ناامید کردن کلاهبرداران است.

انگیزه واضحی وجود دارد و هر بخش برای رونق بیشتر همکاری می‎کند. در حالی که بیت کوین افراد را برای پول هیجان زده کرده است، کالاهای واقعی در اینجا داده و اعتماد هستند.

 

بنابراین بلاک چین فقط یک پایگاه داده پر افتخار است. چه چیز بزرگی در مورد آن وجود دارد؟ این عبارات، نظر مشترک افرادی است که هنوز دوست دارند از بلاک چین اجتناب کرده و به همه چیز از طریق یک الگوی محاسباتی نگاه کنند که ما را به درستی به این مرحله از تکامل رسانده است.

 

بلاک چین یک “دفترچه رمزگذاری شده اشتراکی با یک وضعیت مشترک” است. به این معنی که همه شرکت کنندگان داده های یکسان و زمان یکسانی دارند. این امر برخلاف بانک‎های اطلاعاتی است که از طریق سیستم ها بهم متصلند و در آن فرد باید اغلب داده ها را باهم تطبیق دهد.

اکنون می‎بینیم که چرا بلاک چین به یک بانک اطلاعاتی استاندارد ارجح تبدیل شده است.

واضح است؛ در حالی که در یک پایگاه داده می‎توان توسط متولی بانک اطلاعاتی تغییراتی ایجاد کرد، اطلاعات مربوط به بلاک چین تغییر ناپذیر هستند. بانک اطلاعاتی یک تصویر کلی از یک لحظه به صورت جداگانه است، در حالی که بلاک چین یک تصویر کلی از سفر اطلاعات است که توسط همه به اشتراک گذاشته شده است. بنابراین تمام سفر را از آغاز تا آن لحظه برای شما تعریف خواهد کرد.

یک پایگاه داده ممکن است غیرقابل اعتماد باشد؛ حتی هنگامی که دو طرف با استفاده از روشی ایمن و رایج، داده ها را با یکدیگر به اشتراک می‎گذارند، حالتی از بلاک چین را به وجود می‎آورند.

سه نسخه از این مقاله را به یاد بیاورید (A : اصلی؛ B : ویرایش شده،C : ترجمه شده). یک ناشر نسخه C را می‎خواند و فکر می‎کند که چقدر درخشان است(ممکن است اتفاق بیفتد). ممکن است یک بانک اطلاعاتی بگوید که این مطلب به جای نویسندگان اصلی توسط مترجم نوشته شده است . این اشتباه است که انتظار داشته باشید مترجم مقاله دیگری را در مورد بلاک چین بنویسد. به همین ترتیب، اشتباه است که فکر کنیم نویسندگان اصلی می‎توانند مقاله ای را به اسپانیایی ترجمه کنند. فهمیدن اینکه چه کسی در این پروژه و در چه مرحله‎ای حضور یافته است، از مراحل تألیف گرفته تا ویرایش و در نهایت ترجمه، همگی داده های مفیدی هستند. اگر ناشر مورد نظر یک مقاله دیگر، یک ویراستار مشارکت کننده یا یک مترجم اسپانیایی بخواهد، ممیزی بلاک چین با اطمینان بیشتری شخص مناسب را به او نشان می‎دهد. یک پلتفرم مبتنی بر بلاک چین می‎تواند برای ایجاد حقوق مالکیت معنوی، اعتبارات و حتی حق امتیاز مربوط به مقاله استفاده شود (از قراردادهای هوشمند در برخی موارد دیگر استفاده می‎گردد).

استفاده از بلاک چین چه موقع منطقی است؟ در اینجا داده ها و اعتماد مفاهیم اصلی هستند و ممکن است دوباره فکر کردن در مورد قیاس های ذکر شده در بالا برایتان مفید باشد. بلاک چین در واقع سیستم رسمی‎کردن انتقال داده ها و اعتماد بین طرفین است.

 

اعتبار

تغییر ناپذیری: تراکنش‎های منتشر شده روی بلاک چین تغییر ناپذیر است، به این معنی که آنها را نمی‎توان پاک کرده و یا تغییر داد.

حسابرسی: این ویژگی به ما امکان می‎دهد تا به موقع برگردیم و بتوانیم تراکنش‎ها را حسابرسی و بررسی نماییم.

بنابراین هنگامی ‎که لازم است مطمئن شویم که آیا تراکنش معتبر است، آیا انجام نشده و نمی‎توان از آن جلوگیری کرد، استفاده از بلاک چین بسیار مؤثر است. استفاده از بلاک چین از این جهت، با استفاده از پایگاه داده های متمرکز و داده های ذخیره شده متمرکز تفاوت دارد.

 

عدم تمرکز

همانطور که استیون جانسون در مقاله نیویورک تایمز با عنوان “فراتر از حباب بیت کوین” استدلال می‎کند ریشه های اینترنت غیر متمرکز بوده است. یعنی هیچ یک از نهادها یا مجموعه ای از اشخاص، آن چیزی را که کاربران به طور روزمره در اینترنت تجربه می‎کنند، هدایت یا کنترل نمی‎کنند. در حدود ۲۰ سال گذشته، مدل ها و اپلیکیشن های تجاری توسعه یافته اند و تأثیر زیادی روی چند شرکت انتخابی یعنی گوگل، فیس بوک، آمازون، توییتر، اینستاگرام، واتس اپ داشته اند.

 

بلاکچین های عمومی‎، چشم اندازی از مساوات در جوامعی از انسانها می‎دهند که گره های شبکه را دایر می‎کنند و برای منفعت بردن از شبکه در شبکه شرکت می‎کنند. به این ترتیب به سوی متخصصانی در زمینه های مختلف می‎رود که به عنوان مثال در مقاله ویکی پدیا مشارکت می‎کنند، یا ده ها شرکت مختلف که اجزای یک ماشین را تولید و سپس ردیابی می‎نمایند.

 

علاوه بر این، توزیع ذخیره داده از طریق یک شبکه به جای ذخیره کردن آن در یک پایگاه داده متمرکز، نقطه ضعف مربوط به اختلال در داده‎ها را از میان برمی‎دارد. عناوین اخیر در مورد دستبرد و نقض اطلاعات در شرکتهایی مانند  Equifax،Home Depot  و Target  به این برندها آسیب رسانده و هر یک از سازمان ها را به مشکلات پاکسازی آشفتگی‎ها دچار ساخت. تصور کنید اگر آنها داده‎های خود را توزیع می‎کردند و آن را در بلاک چین تثبیت می‎نمودند، شاید هک های آنها چندان تأثیرگذار نبود.

بنابراین هر کجا که نیاز به تأمین داده ها یا از بین بردن نقطه خرابی باشد، فکر کنید که آیا ذخایر اطلاعاتی رمزگذاری شده به کمک بلاک چین مفید خواهد بود یا خیر؟

 

 

تجزیه

این یک واژه سخت برای ساده سازی فرآیند شماست: تجزیه اطلاعات باعث کاهش اعتماد شما به واسطه ها می‎شود. به عنوان مثال افرادی که قهوه می‎خورند، مبالغ ناچیزی را مستقیماً به یکدیگر پرداخت می‎کنند و نه از طریق بانک.

 

اثبات مالکیت

 

با توجه به ویژگی های تغییر ناپذیری و حسابرسی، بلاک چین بهترین فناوری را برای “اثبات مالکیت” هر دارایی ارائه می‎دهد. ماشین، خانه، سهام، قطعات هنری، دوچرخه، حتی گواهی دیپلم شما و هر چیزی که مالکیت آن می‎تواند تغییر کند، کاندیدای خوبی برای استفاده از بلاک چین و ردیابی زنجیره تصرف آن دارایی است.

 

اثبات حق نویسندگی

در صورت بروز اختلاف درباره پرداخت و یا سؤال از خواننده، مسئله توافق در مورد اینکه کدام نویسنده در چه چیزی کمک کرده است و کدام نویسنده پاسخی را به خواننده بدهکار است، وجود خواهد داشت. به همین ترتیب، نویسنده‌ای که بی سر و صدا نام نویسنده‎های دیگر را از یک کار مشترک حذف کند و آن را صرفاً به عنوان اثر خود معرفی نماید، حضور یک بلاک چین با پلتفرم فعال این امکان را به وجود می‎آورد که ادعاهای بعدی درباره حق امتیاز یک پرونده باز و بسته شود.

اتوماسیون

بلاک چین با ساز و کارهای داخلی اجماع تعبیه شده در درون خود، اساساً اتوماسیون فرآیندهای پیچیده کسب و کار را فراهم می‎کند. در دنیای امروز، این فرآیندها توسط سیستم هایی که در بین شرکای مختلف زنجیره تأمین گسترده شده‎اند، انجام می‎شود. برای هر شرکت سیستمی ‎را تصور کنید و سپس سیستم های دیگری که برای تعامل، به اشتراک گذاری داده‎ها و سازگاری داده ها بارها و بارها ساخته شده اند. حال سعی کنید هزینه تمام آن تراکنش‎ها را تصور نمایید. بلاک چین نیاز به تطبیق دادن های منظم را از بین برده و از این طریق هزینه تراکنش‎ها را کاهش می‎دهد. بلاک چین این کار را با اجرای مکانیسم اجماع انجام می‎دهد که ایجاد یک نسخه مشترک واحد از حقیقت را ساده می‎نماید.

 

شفافیت

خصوصیات گفته شده در بالا ما را به موضوع اصلی سوق می‎دهد: شفافیت.

شرکت کنندگان شبکه، معتقدند که وضعیت مشترک تمام تراکنش‎های موجود در شبکه، شفافیت است. این میزان از سهولت در ایجاد شفافیت، نقطه قوت بلاک چین محسوب می‎شود.

رابطه مدیریت فرایند و بلاکچین 4
رابطه مدیریت فرایند و بلاکچین ۴

بالاخره همه این ویژگی ها ما را به سمت اعتماد سوق می‎دهد. تصور کنید اگر اعتماد وجود نداشت چه اتفاقی می‎افتاد. به زمان، تلاش و منابعی که باید برای ایجاد حس اعتماد نامشهود صرف ‎کنیم، فکر کنید. ما به آرامی‎، اما با اطمینان به سمت یک الگوی جدید حرکت می‎کنیم: “اعتماد نکردن به یک شرکت یا یک سازمان، اما اعتماد کردن به یک زنجیره.” اعتماد کردن به دنیای اتوماتیک غیر قابل اعتماد. اعتماد، پشتیبان خیلی از آن چیزهایی است که ما برای آنها ارزش قائلیم: همکاری، خلاقیت، امنیت. عدم اعتماد به سرعت منجر به پارانویا و فلج می‎شود. بنابراین بلاک چین به واقع فرصتی است برای همه نهادها با همه سلایق که بتوانند خلاقانه و در تعامل با یکدیگر عمل کنند؛ بدون اینکه ریسک از دست دادن داده ها، مالکیت معنوی و دارایی های دیجیتال وجود داشته باشد.

 

کارهای داخلی شرکت خود را تصویر کنید. حال پراکندگی داده های دفاتر شهری،ERP  ها و اپلیکیشن‎های سفارشی خانگی که با رابط ها، واسطه‎ها و پرتال‎های مشتریان به هم وصل شده‎اند، در معرض دید قرار دهید. اکنون این چشم انداز را در بین تمام شرکای خود در سراسر زنجیره تأمین پخش نمایید. این تصویر، واقعیت عملیاتی فعلی شرکت است. حال یک فرآیند خودکار و روان را به همراه همه شرکای شبکه خود تصور کنید و مجددا آن را به اشتراک بگذارید. این تصویر ممکن است واقعیت آینده شرکت شما باشد. با توجه به بسیاری از تغییرات تحول گرایانه، این حالت ممکن است مورد نظر برخی نباشد.

نتیجه

در سطح تاکتیکی، بلاک چین فراتر از همه مزایای آن، واسطه‌ای برای کارآیی فرآیند است. این تکنولوژی، آخرین تحول در زمینه اتوماسیون فرآیند و به اشتراک گذاری ایمن داده‎ها است. بلاک چین شامل اتوماسیون و مدیریت فرآیندهای کسب و کار است. ممکن است فرد آن را در محدوده سازمان اعمال کند، هر چند که اگر لنز آن وسیع تر شود بسیار موثرتر و پویاتر است. در سطح استراتژیک، بلاک چین واسطه‎ای برای بهره وری اعتماد، توانایی ایجاد مدل های کسب و کار جدید و تسهیل کننده تبادل دارایی‎ها است و در بازارهای جدید پیشگام خواهد بود. این تکنولوژی حتی نتیجه هایی را که ما با رویکردها و تکنیک های سنتی BPM کنونی قول داده ایم حاصل خواهد کرد. حتی ممکن است آن را نادیده بگیرید و تصور ‎کنید امروز بر صنعت شما تأثیر نمی‎گذارد. کسانی که این دیدگاه را دارند، این کار را با ریسک منسوخ شدن انجام می‎دهند. شما می‎توانید بخشی از این تغییرات باشید … یا می‎توانید تنها اتفاق افتادن آن را نظاره گر باشید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.