اهداف سازمانی(اهداف استراتژیک)

 

اهداف سازمانی، اهداف استراتژیکی هستند که مدیریت شرکت برای مشخص کردن پیامدهای مورد انتظار و هدایت کارکنان تنظیم می‎کند. مزایای زیادی برای ایجاد اهداف استراتژیک وجود دارد. از جمله اینکه اهداف استراتژیک وظایف کارکنان را هدایت می‎کنند، فعالیتها و وجود شرکت را توجیه می‎کنند، استانداردهای عملکرد را تعریف نموده و محدودیتهایی را برای پیگیری اهداف غیر ضروری و ایجاد انگیزه های رفتاری فراهم می‎نمایند.

در اینجا به پنج مورد از دلایل اهمیت اهداف استراتژیک و ضرورت وجود آنها اشاره می‎شود:

  1. برنامه ریزی: برای هر شرکتی ایجاد و ردیابی یک برنامه عملیاتی سالانه، یک ابزار مدیریتی ضروری محسوب می‎شود. اما آنچه که اغلب توجه کافی به آن نمی‎شود ارتباط این برنامه ها با آینده است. برنامه های عملیاتی سالانه، اغلب اوقات با دید به عقب ایجاد می‎شوند. سال گذشته چه اتفاقی افتاد و حال به کجا باید برویم؟ اینها مقاصد خوبی هستند. با این حال، نداشتن تصویری واضح در مورد آنچه که می‎خواهید در آینده به نظر ‎برسید، باعث می‎شود بیشتر واکنش نشان دهید تا اینکه فعال باشید. بنابراین می‎بایست یک چشم انداز بلند مدت ۳ تا ۵ ساله، برای آگاهی در مورد برنامه عملیاتی سالانه موجود باشد.
  2. قدرت و ضعف: در نگاه اول این مورد خیلی واضح به نظر می‎رسد و شما به خودتان می‎گویید: “البته که ما نقاط قوت و ضعف خود را می‎شناسیم” . بله! هیچ کس کسب و کار شما را بهتر از خود شما نمی‎شناسد. اما آیا شما به نقاط قوت خود به عنوان مزیتهای رقابتی نگاه می‎کنید و آیا قصد دارید که گپ‎های موجود در سازمان (نقاط ضعف) را از بین ببرید؟ اهداف استراتژیک سطح بالایی از آگاهی ایجاد می‎کنند و تمرکز بیشتری بر فعالیت هایی که باعث موفقیت‎ سازمان می‎شوند، ایجاد خواهند کرد.
  3. مهارت ها و دانش: اگر بدانید که می‎خواهید کسب و کار خود را در طولانی مدت به کجا ببرید، در مورد قابلیتهایی که برای رسیدن به اهداف خود نیاز دارید ایده بسیار بهتری خواهید داشت. اهداف استراتژیک هنگام طراحی سازمانی، تصمیم‎گیریهای لازم را تعریف و هدایت می‎کنند. بنابراین با پیگیری پویشگرانه مهارتها و دانش، می‎توانید سازمان را برای مراحل آتی آماده نموده و شانس موفقیت خود را افزایش دهید.
  4. تخصیص منابع: چیزی که در مورد هر شرکتی چه کوچک و چه بزرگ، روشن است این است که منابع محدود هستند. اهداف استراتژیک انتخاب می‎کنند که چه محصولات و خدمات و چه سهمی از بازار را در آینده خواهیم داشت و چه کاری نباید بکنیم! این نوع تصمیمات برای حصول اطمینان از این که منابع محدود در معرض بهترین فرصتها و دریافت بیشترین سودها هستند، حیاتی است.
  5. اسکن محیطی: بسیاری از مدیران اجرایی زمان لازم را برای شناخت محیط خارج و اینکه چه تاثیرات مثبت یا منفی می‎تواند بر عملکرد داشته باشد، اختصاص نمی‎دهند. این به این معنی نیست که رهبران با مشتریان خود هماهنگ نیستند و یا از رقابتشان آگاهی ندارند. سوال این است که چگونه در این زمینه تجزیه و تحلیل انجام می‎دهند. آگاه بودن و آماده شدن برای تغییرات احتمالی در بازار یا صنعت، امکان اقدامات مناسب را پیش از وقوع تغییرات فراهم می‎کند.

 

نحوه تدوین اهداف استراتژیک

جهت تدوین اهداف استراتژیک سازمان، ابتدا باید به تحلیل محیطی بپردازیم. یعنی بتوانیم به سوالات زیر پاسخ دهیم:

  • هم اکنون کجا هستیم؟
  • در حال رفتن به کجا هستیم؟

 

الان کجا هستیم؟

هنگامیکه در مورد جایگاه کنونی سازمان فکر می‎کنید، به عناصر پایه‎ای خود یعنی ماموریت شرکت و ارزشهای سازمانی نگاه ‎کنید تا اطمینان حاصل شود که تغییری صورت نگرفته است. این دو حوزه اغلب جزء مناطقی هستند که صاحبان کسب و کار آنها را بدون تغییر باقی می‎گذارند. سپس نگاهی به موقعیت فعلی یا موقعیت استراتژیک خود بیاندازید. در این مرحله باید به آنچه که در داخل و خارج اتفاق می‎افتد نگاهی و انداخته و تعیین نمایید که چگونه باید تغییر کنید. شما باید موقعیت استراتژیک خود را به طور منظم از طریق استفاده از SWOT بررسی کنید. برای اینکه بدانید هم اکنون کجا هستید عناصر زیر را بررسی کنید:

 

  • شرح مأموریت(Mission): شرح ماموریت، هدف سازمان شما را نشان می‎دهد. هدفی که سازمان برای آن تاسیس شد. بخشی از آن درباره کسب و کار سازمان است. بخش دیگر توضیح می‎دهد که چه محصولات یا خدماتی تولید می‎کنند. آیا شرح مأموریت شما بیان کننده کاری که انجام می‎دهید هست؟ چرا سازمان شما وجود دارد؟
  • ارزش ها و / یا اصول راهنما: ارزشهای سازمانی، شرکت را در کسب و کار روزانه خود هدایت می‎کنند. ارزشهای اصلی و باورهای شرکت شما چیست؟ چه باورهایی تعاملات روزانه شما را هدایت می‎کنند؟
  • SWOT: SWOT علامت اختصاری برای چهار واژه نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‎ها و تهدیدها است (strengths, weaknesses, opportunities, threats). این عناصر در ارزیابی موقعیت استراتژیک سازمان شما اهمیت دارند. شما می‎خواهید بر روی نقاط قوت شرکت خود تمرکز کنید، نقاط ضعف خود را مرتفع سازید، از فرصت ها استفاده نموده و تهدیدها را تشخیص دهید.

 

در حال رفتن به کجا هستیم ؟

عناصر مورد بررسی در پاسخ به سوال “قصد داریم به کجا برویم؟” به شما در پاسخ دادن به سؤالات دیگری مانند ” سازمان من در آینده چگونه به نظر می‎رسد؟”، “به کجا هدایت می‎شویم” و ” آینده‎ای که می‎خواهم برای شرکت خود ایجاد کنم چیست؟ ” کمک خواهد کرد. عناصر زیر به شما در تعیین آینده کسب و کارتان کمک می‎کنند:

  • مزیت رقابتی پایدار: مزیت رقابتی پایدار توضیح می‎دهد که بهترین ویژگی شما در مقایسه با رقبا چیست. هر شرکت در تلاش است تا مزیتی ایجاد کند که در طول زمان رقابتی باقی بماند. شما در چه چیزی می‎توانید بهترین باشید؟ ویژگی منحصر به فرد شما چیست؟ سازمان شما چه کاری را به طور بالقوه می‎تواند بهتر از هر سازمان دیگری انجام دهد؟
  • شرح چشم انداز(Vision): چشم انداز، تصویری از آنچه که سازمان شما در آینده خواهد بود و جایی که سازمان به آن سو هدایت می‎شود، ارائه می‎دهد. سازمان شما در ۵ تا ۱۰ سال آینده چگونه به نظر می‎رسد؟

 

چگونه اهداف استراتژیک خود را معین کنیم؟

تنظیم اهداف SMART (اهداف خاص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، مرتبط و به موقع) می‎تواند به شما کمک کند که بتوانید اهداف استراتژیک مورد نظرتان را ارزیابی کنید. به این فکر کنید که آیا آنها واقعی هستند یا خیر. باید اهداف مورد نظر خود را در طرحی که برای اهداف استراتژیک سازمان تدوین می‎کنید بنویسید و همواره در صدد دنبال کردن آنها باشید.

در هنگام تنظیم اهداف بهتر است موارد زیر را در نظر بگیرید:

  • خاص(Specific) – در مورد آنچه که می‎خواهید شفاف و مطمئن باشید.
  • قابل سنجش (Measurable)- اطمینان حاصل کنید که هدف را می‎توان اندازه گیری کرد، و هنگامیکه هدف خود را به دست آورید می‎توانید آن را تشخیص دهید.
  • قابل دستیابی(Achievable) – بررسی کنید که هدف شما چیزی است که وقت، پول و منابع مورد نیاز برای دستیابی به آن را دارید.
  • مرتبط بودن (Relevant) – اطمینان حاصل کنید که هدف شما مربوط به جهتی است که برای کسب و کار خود در نظر دارید. به عنوان مثال، افزایش سود، استخدام کارمندان بیشتر، افزایش آشنایی مردم با برند تجاری شما.
  • به موقع (Timely)- یک مهلت واقع بینانه برای تکمیل هدف خود تعیین کنید.

ماتریس برنامه ریزی استراتژیک(QSPM)

ماتریس برنامه‎ریزی استراتژیک کمی، یک ابزار استراتژیک است که برای ارزیابی گزینه‎های مختلف مورد استفاده قرار می‎گیرد. ماتریس QSPM برای محاسبه نمره اهداف استراتژیک مختلف، جزئیات مرحله قبلی را به شیوه‎ای سازماندهی شده برای یافتن بهترین استراتژی مطابق با سازمان، ترکیب می کند.

 

مراحل تهیه ماتریس برنامه ریزی کمی استراتژیک

 

در زیر برخی از مراحل آماده سازی ماتریس QSPM شرح داده شده است.

  1. در ستون سمت چپ ماتریس برنامه ریزی استراتژیک کمی (QSPM)، فرصت ها و تهدیدهای کلیدی خارجی و نقاط قوت و ضعف داخلی ذکر می‎شوند.
  2. یک وزن خاص به هر یک از عوامل داخلی و خارجی اختصاص داده می‎شود.
  3. ماتریس حاصل از مرحله تطبیق (matching stage)، مورد بررسی قرار می‎گیرد تا استراتژیهای مختلف برای تعیین تصمیم اجرایی شناسایی شوند.
  4. نمرات جذابیت (AS) تعیین می شوند.
  5. امتیازات جذابیت کل محاسبه می شوند.
  6. مجموع امتیازات جذابیت کل محاسبه می شود.

از جمله مزایایی که استفاده از این ماتریس برای تعیین اهداف استراتژیک سازمان دارد، می‎توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • مجموعه‎ای از اهداف استراتژیک به صورت متوالی یا به طور همزمان مورد بررسی قرار می‎گیرند.
  • فاکتورهای مرتبط داخلی و خارجی، در فرآیند تصمیم گیری مدنظر قرار می‎گیرند.

 

 

http://albu-strategymanagement.com/2014/11/5-reasons-strategy-important /

https://www.business.gov.au/news/how-to-set-goals-and-objectives-for-your-business

https://mba-tutorials.com/quantitative-strategic-planning-matrix-qspm/

http://www.businessstudynotes.com/finance/strategic-managment/how-to-prepare-qspm-matrix