پیاده‌سازی تفکر سیستمی در سازمان

///پیاده‌سازی تفکر سیستمی در سازمان

پیاده‌سازی تفکر سیستمی در سازمان

پیاده‌سازی تفکر سیستمی در سازمان

 

تفکر سیستمی یک رشته در حال رشد است که برای مقابله با پیچیدگی و تولید نتایج قابل توجه مورد استفاده قرار می‎گیرد و یک دستورالعمل راهنما برای تغییر سازمان است. تمرکز و تاکید این رویکرد ساختار یافته بر این است که قبل از ایجاد و اجرای یک راه حل، مشکلات به طور کامل و با دقت بررسی شوند. تفکر سیستمی بر موارد زیر تمرکز می‎کند:

  • در نظر گرفتن سازمان به عنوان یک کل
  • تعاملات بین بخشها، نه هر بخشی به تنهایی
  • شیوه تاثیر سیستم های مختلف بر روی یکدیگر
  • در نظر گرفتن الگوهای تکرار شونده، بجای رویدادهای تکی
  • در نظر داشتن تغییر در طول زمان
  • چگونگی تاثیر بازخوردها بر روی بخشها

اما هدف از پیاده سازی تفکر سیستمی در سازمان چیست و مردم به چه دلیل به تفکر سیستمی روی می‎آورند؟ به این دلیل که تفکر سیستمی جالب است؟ خیر، آنها به دنبال تفکر سیستمی می‎روند، زیرا کشف می‎کنند که تفکر خطی (تفکر سنتی) به سوالات آنها جواب نمی‎دهد. تفکر خطی به معنی تفکر علت و معلولی است: یک علت یک اثر دارد. استفاده از این نوع تفکر، گاهی اوقات مناسب است، مثل وقتی که سوخت اتومبیل شما به اتمام رسیده و ماشین متوقف می‎شود. ماشین شما متوقف شد (اثر) زیرا سوخت (علت) ندارد. اگر مجددا بنزین بزنید، اتومبیل شما به راه خواهد افتاد. تفکر خطی در حل این نوع مسائل بسیار موثر است.

با این حال، جهان ما از بسیاری از روابط و ارتباطات پیچیده ساخته شده است. اجرای تفکر سیستمی در سازمان چشم اندازی را فراهم می‏کند که در آن اغلب اوقات اجزای مختلف بر یکدیگر به شیوه‎های مختلف و اغلب غیر منتظره تاثیر می‎گذارند. بنابراین، برای مثال، استفاده از آفت کش DDT برای کشتن پشه ها منجر به برخی عوارض غیر منتظره جانبی شده است. مثل تخریب چندین گونه از پرندگان پشه نورد و افزایش پشه های مقاوم به DDT.

تفکر سیستمی 14

مقایسه تفکر خطی و تفکر سیستمی

برای نهادینه کردن تفکر سیستمی در سازمان، بهتر است تفاوتهای آن را با شیوه تفکر خطی بشناسیم.

  • تفکر خطی هر چیزی را به اجزای کوچکتر می‎شکند، ولی تفکر سیستمی با یک مجموعه کلی روبرو است.
  • تفکر خطی با یک مضمون یا مقدار سروکار دارد، ولی تفکر سیستمی با یک فرآیند روبرو است.
  • تفکر خطی تلاش می‎کند علایم خطا را درست کند، اما تفکر سیستمی به پویایی که در زیر آن علایم نهفته است فکر می‎کند.
  • تفکر خطی می‎کوشد مقصر را پیدا کند، تفکر سیستمی می‎خواهد الگوها را شناسایی کند.
  • تفکر خطی تلاش می‎کند با کنترل هرج و مرج، نظم ایجاد کند. تفکر سیستمی می‎کوشد الگوهایی را که منجر به هرج و مرج می‎شوند شناسایی کند.
  • تفکر خطی تنها متوجه مفهوم ارتباطات است. تفکر سیستمی به مفهوم ارتباطات توجه می‎کند اما توجه بیشتری روی عکس العملها و الگوهای ارتباطی دارد.
  • تفکر خطی اعتقاد دارد که سازمانها قابل پیش بینی و منظم هستند. تفکر سیستمی اعتقاد دارد که سازمانها در یک محیط پر هرج و مرج، غیر قابل پیش بینی هستند.

تفکر سیستمی 14

حرکت به سوی تفکر سیستمی

با توجه به چالشهای مطرح شده در بالا، حرکت به سوی نهادینه کردن تفکر سیستمی در سازمان، ارزش تلاش را دارد. چرا که می‎تواند چرخه درمان علائم را شکسته و درمان علل ریشه‎ای را جایگزین کند. همچنین می‎تواند ذهن ما را باز کند تا راه های جدیدی برای بررسی چالشها پیدا کنیم و منجر به راه حلهای نوآورانه و موثر خواهد شد. چندین راه برای افزایش احتمال انتقال موفقیت آمیز به سوی پیاده سازی تفکر سیستمی در سازمان وجود دارد که برخی از آنها به شرح زیر می‎باشند:

تفکر سیستمی 14

  • تعریف چشم انداز کلی، ماموریت و اهداف کلی سازمان (Overall Vision, Mission and Goals)

یک عامل مهم در حرکت به سوی تفکر سیستمی در سازمان این است که یک چشم انداز، مأموریت و هدف کلی برای سازمان تعریف کنیم. از آنجا که تفکر سیستمی، سازمان را به عنوان یک سیستم کامل می بیند، ضروری است که استراتژی ها و برنامه‎های هر بخش از سازمان با بقیه بخشها هم تراز شوند. لازم است که همه افراد بطور یکپارچه روی یک زمین و در یک بخش قرار گیرند. تفکر سیلویی(که در آن هر یک از دپارتمانها از بقیه مجزا بوده و حاضر نیستند اطلاعات خود را به اشتراک بگذارند) باید به سمت تفکر جهانی حرکت کند. برای این منظور سازمان باید خود را به عنوان یک تیم مشاهده کند و نه اجتماعی از چندین تیم.

  • تمرین کنید و صبور باشید

در حالی که تصدیق وجود تفکر سیستمی در سازمان و صحبت از مزایای آن آسان است، اما ممکن است هنگام عملی کردن این نوع طرز فکر احساس ناامنی کنید.  چرا که تغییر در تفکر، نیاز به استفاده از ابزارهای نا آشنا و واژگان جدید دارد –  سازمانها برای به حداقل رساندن دوران گذار، نیاز به درک اصول تفکر سیستمی و تمرین این رویکرد با استفاده از ابزارهای آن دارند. همانند یادگیری هر مهارت جدید دیگری، برای نهادینه کردن تفکر سیستمی در سازمان نیز مطالعه، تمرینات دستگرمی و استفاده مداوم، منجر به بهبود عملکرد خواهد شد. علاوه بر این، چون تفکر سیستمی برای بسیاری از افراد یک روش کاملا جدید برای بررسی مسائل است، صبر و شکیبایی در برخورد با تمام ذینفعان و تحمل اشتباهات و شکستها مورد نیاز خواهد بود.

 

  • مدیریت شایسته و حمایت از تیم های چند منظوره

رهبران باید تمام مهارت خود را در زمینه مدیریت و تسهیل و ایجاد گروه های پویایی از تیم های چند منظوره‎ای به کار گیرند که برای اجرای تفکر سیستمی در سازمان به نحو مؤثر و کامل عمل می‎کنند. داشتن ظرفیت کافی برای عقاید متفاوت و تشویق و پیگیری آنها، فرضیه های چالش برانگیز، و تشویق همه اعضای گروه برای مشارکت، توانایی های کلیدی مورد نیاز برای موفقیت هستند. حمایت از شکل گرفتن این بحث های قدرتمند میان ذینفعان و سهامداران مختلف، هم یک هنر است و هم یک علم. برای پیاده سازی تفکر سیستمی در سازمان این نیاز وجود دارد که رهبران مطمئن شوند که همه ایده ها شنیده می‎شوند، همه دیدگاه ها مورد بررسی قرار می‎گیرند و زمینه های مختلفی در رابطه با مسائل، دنبال می شوند تا هیچ جنبه‎ای از مشکلات نادیده گرفته نشوند.

 

  • تشویق و ایجاد فرهنگ صداقت و آماده بودن برای شنیدن عقاید

گام دیگر در حرکت به سوی تفکر سیستمی در سازمان، ایجاد فرهنگ باز بودن در برابر عقاید و صداقت در حل مسئله است. به این منظور لازم است که دست در دست تیم‎های چند منظوره حرکت کرده و به طور موثر با آنها کار کنید. بنابراین سازمانها باید شجاعت این را داشته باشند که مکالمات و گفتگوها را صادقانه و کامل انجام دهند. به اشتراک گذاشتن صادقانه دیدگاه ها و توسعه دانش از دیدگاه های دیگر و همچنین کاهش سرعت بحث و گفتگو به طوری که اعتقادات و فرضیه ها عمیقا بررسی شوند، مواردی هستند که باید مدنظر قرار گرفته و مورد آزمایش و چالش واقع شوند. هر چیزی که در گذشته قابل بحث نبود اکنون می‎بایست  به خط مقدم مباحثات وارد شود. باید به وجود فیل در اتاق اذعان کرد! فقط از طریق اتخاذ این نوع فرهنگ است که رفتن به سطحی عمیقتر می تواند اتفاق بیفتد.

تفکر سیستمی بیش از آنکه مجموعه‎ای از ابزارها و روشها باشد یک فلسفه اساسی است. پیچیدگی در حال افزایش و وابستگی مسائل سازمانی، چالش های جدیدی را ایجاد می‎کنند که نیاز به تغییر دادن الگوها در رویکرد ما به حل مسئله ، تولید ایده و تصمیم گیری دارد. در نهایت، اگر تفکر سیستمی در سازمان حاکم شود، کیفیت تصمیمات بهبود می‎یابند و افراد از موفقیتهای حاصل از آن لذت می برند.

 

https://www.cpshr.us/documents/whitepapers/SystemsThinking_2012_fnl.pdf

https://thesystemsthinker.com/making-the-jump-to-systems-thinking /

http://www.rapidshift.net/systems-thinking-applied-to-organizational-culture/

 

درباره نویسنده:

حسین احمدی بهابادی
من، سید احمد دلیری، باور دارم هر شرکت و سازمانی با آگاه‌سازی مدیران و توانمندسازی کارکنان خود ـ از طریق ایجاد رویکرد سیستمی و با استقرار مدیریت فرایندهای کسب و کارـ می‌تواند از نتایج شگفت‌انگیزی بهره مند شود. ما این مسیر را در کسب و کارهای بسیاری تجربه کرده ایم.

دیدگاه خود را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.