ارزشهای سازمانی

ارزشهای سازمانی

ارزشهای سازمانی

 

منظور از ارزشهای سازمانی در واقع نحوه و چگونگی تعریف یک سازمان از اصول خود و ستون های اصلی هویتش است. این تعاریف بر نحوه رفتار سازمانها تاثیر می‎گذارد. هر شرکت دارای مجموعه‎ای منحصر به فرد از ارزشهای اصلی است و این ارزشها از چشم انداز آتی و فرایندهای تصمیم گیری درون سازمان حمایت می‎کنند. آنها الهام بخش بهترین تلاش های کارکنان بوده و از طرفی اقدامات آنها را نیز محدود می‎کنند.

تعریف ارزشهای سازمانی شرکت خودتان

ارزشهای هسته‏ای سازمان واقعا مهم هستند. آنها نیرویی ضروری و دستورالعملهایی برای رشد شرکت شما هستند. به همین دلیل تحقیقات زیادی در مورد بهترین شیوه های تعریف ارزشهای سازمان انجام شده است و دو برداشت اصلی در این مورد وجود دارد:

  1. هیچ راه مشخص و درستی برای انجام وجود ندارد. با اینکه یکسری از دستورالعملهای کلی وجود دارند، اما هر شرکتی برای تعریف ارزشهای خود دارای داستان شخصی خودش است.
  2. موضوع فقط اسم بردن از ارزش ها نیست. بلکه باید آنها را زندگی کرد.

از کجا شروع کنیم؟

وقتی می‎خواهید برای راه اندازی یک شرکت قراردادی ببندید همانجا زمانی است که باید به تعریف ارزشهای سازمانی و اصلی خود بپردازید. می‎توانید یک کارگاه آموزشی به دور از هیاهو و درگیریهای روزمره کاری، به این منظور ترتیب دهید. به این ترتیب می‎توانید با ذهنیتی مناسب درباره ارزش های شرکت گفتگو کرده و روی آنچه که واقعا مهم است تمرکز نمایید.

 

چه کسانی باید حضور یابند؟

اگر کمپانی بزرگی هستید می‎توانید و بهتر است که کارکنان را مشارکت دهید. اما گروه اصلی توسعه دهنده ارزش ها باید گروه کوچکی از کارکنان باشند. شاید تنها نقشهای رهبری و کلیدی! در این زمینه آنها باید به خوبی همکاری نموده و درک و الهام خود را راجع به نظر دیگر افراد سازمان ارائه دهند. می‎توانید این کار را از طریق شفاف سازی و ارتباط با کارکنان انجام دهید. به عنوان مثال، توصیه می‎شود که اولین پیش نویس از ارزشهای سازمانی را برای دریافت بازخورد، به کل شرکت ارسال کنید.

 

فرآیند تعریف ارزشهای سازمانی

 

فرآیند تعریف این ارزشها می‎تواند به صورت زیر باشد:

  1. یک ایده را بیرون بکشید و آن را به بحث بگذارید.
  2. اگر پتانسیل آن وجود دارد ایده را بنویسید و همچنان در مورد آن بحث کنید.
  3. گامهای قبلی را تکرار کنید.
  4. نتایج به دست آمده را با صدای بلند بخوانید.
  5. برای اصلاح و بررسی اصطکاکها و تناقضات، دوباره به بحث بپردازید.
  6. برای یک هفته به لیست پایبند باشید و سپس دوباره آن را اصلاح کنید.

 

سوالاتی که می‎تواند راهنمایی برای شیوه تفکر شما باشد عبارتند از:

  • چه چیزی برای ما اهمیت دارد؟
  • چه چیزی همه ما را با هم متحد کرده و همچنان در کنار هم نگهداشته است؟
  • چه زمانی ما با یک تصمیم دشوار مواجه خواهیم شد؟
  • ما به چه بخش هایی از شرکتمان افتخار می‎کنیم؟

 

همچنین سوالاتی که به پالایش و اصلاح ارزشهای سازمانی کمک می‎کنند عبارتند از:

  • ما در ابتدای راه هستیم. آیا این چیزی است که ما در ۵ سال آینده نیز به آن اعتقاد خواهیم داشت؟ در ۱۰ سال آینده چطور؟
  • آیا این همان چیزی است که ما مایل هستیم آن را به کار گیریم؟
  • آیا این چیزی است که ما مایل به آغاز آن هستیم؟
  • آیا این چیزی است که ما می‎توانیم آن را بر روی روابط با مشتری نیز اعمال کنیم؟ در توسعه داخلی چطور؟ یا توسعه محصول؟ یا در مورد همه چیز؟

 

با توجه به این سوالات جریانی از طوفان مغزی در میان افراد به وجود می‎آید و نتیجه آن شکوفایی ایده‎های نو و تعریف ارزشهای سازمانی و در ادامه، زندگی کردن این ارزشها است.

 

 

نتیجه کار

هر کسب و کاری متفاوت از دیگری است و ارزشهای سازمانی آنها نیز متفاوت خواهد بود. با وجود این، برخی از اصول وجود دارد که برای همه یکسان هستند، هرچند که ممکن است تعابیر متفاوتی داشته باشند. در اینجا به چند مورد از مهمترین ارزشهای سازمانی که بهتر است به آنها توجه کنید و فواید و اثرات آنها آمده است.

  1. صداقت و اخلاق

مد نظر قرار دادن دو اصل صداقت و اخلاق به صورت درست، عادلانه و مسئولانه. اگر کل کسب و کار خود را بر پایه‎ی صداقت و یکپارچگی بنا کنید، راه بسیار خوبی را برای ایجاد یک رابطه قوی و قابل اعتماد با کارکنان، سهامداران و مشتریان خودتان آغاز کرده‎اید. رفتار صادقانه با افراد می‎تواند یک شهرت قوی و قابل اعتماد از شرکت در بازار ایجاد کند که در نهایت منافع مادی و معنوی آن به همه افراد خواهد رسید.

 

  1. احترام به کارکنان

یک شرکت بدون کارکنان فداکار و متعهد، چشم انداز موفقی نخواهد داشت. کارکنان متعهد ستون کل شرکت را تشکیل می‎دهند. آنها برای دستیابی به رشد و سودآوری هماهنگ با سیستم کار می‎کنند. یک شرکت در قبال کارکنان خود مسئول است و اگر یکی از ارزشهای سازمانی خود را نشان دادن احترام زیاد به کارکنان خود در نظر بگیرد، کمترین میزان جابجایی و یا استعفای کارکنان بروز خواهد کرد.

احترام به همه کارکنان، به معنی احترام به حقوق انسانی و حفظ حریم خصوصی افراد و از بین بردن انواع و اشکال تبعیض بر اساس مذهب، اعتقاد، نژاد، قومیت، ملیت، جنسیت یا ناتوانی جسمی است. علاوه بر این، اطمینان از مهیا بودن محیط کاری سالم و ایمن برای همه کارکنان بخش مهمی‎از مقوله احترام به آنهاست.

بسیاری از سازمان ها در سرتاسر جهان نگرشی را اتخاذ می‎کنند که در آن کل شرکت با هم مانند یک خانواده نزدیک متعهد می‎شوند. چنین فضایی باعث افزایش اعتماد به نفس در کارکنان می‎شود و باعث می‎شود که آنها به عنوان بخشی مهم ‎و حتی ضروری از سازمان احساس راحتی کنند. این امر می‎تواند الهام بخش احساس تعهد شده و مشوقی برای انجام بهتر وظایف گردد.

 

  1. نوآوری (و نه تقلید)

شرکت هایی که بر روی پیشی گرفتن از رقبای خود تمرکز نموده و معرفی ایده های جدید در بازار را دنبال می‎کنند، در واقع در حال پیروی از اصل «نوآوری و نه تقلید» هستند. اگر شرکتی می‎خواهد یک روند سازنده داشته و به معرفی محصولات جدید بپردازد بسیار مهم است که مصرف کنندگان تولیدات آن را باارزش بدانند. در چنین شرکت هایی کارکنان تشویق می‎شوند که پویا باشند و ایده‎های نوآورانه ای را ارائه دهند و این نوآوریها بتوانند به محصولاتی موفق برای این شرکتها تبدیل شوند. تقلید مداوم از دیگران نمی‎تواند یک کسب و کار را بزرگتر کند.

 

  1. پیشراندن و انگیزش

میل به بهبود مداوم به عنوان یکی از ارزشهای سازمانی هنگامی اتفاق می‎افتد که رضایت خاطر هرگز حاصل نشود. سازمان هایی که این اصل را یکی از ارزشهای اصلی خود می‎دانند سعی دارند یک پلت فرم پویا برای کارکنان خود فراهم کنند، یعنی محیطی که آنها در آن می‎توانند خلاقیت و مهارتهای خود را بررسی کرده و خود را ارتقاء دهند. در حالی که جشن گرفتن برای پیروزیها امر مهمی است، اما اینکه تنها در جای خود نشسته و از موفقیتهای به دست آمده راضی باشیم برای چنین شرکتهایی، امری غیر قابل قبول است.

دلیل اینکه برخی از شرکت ها معمولا به خوبی کار می‎کنند، این است که آنها می‎دانند که انگیزه کارکنان منبع ارزشمندی است. برای هر سازمان هیچ چیز با ارزشتر از یک کارمند متعهد نیست که اشتیاق به پیشروی دارد.

 

 

مرحله بعدی چیست؟

همانطور که در ابتدا نیز ذکر شد، اولین قدم تعریف ارزشهای سازمانی است. در مرحله بعد ما باید آنها را زندگی کنیم. زندگی کردن آنها به معنی استفاده از آنها به عنوان تکیه بر آنها به عنوان قاعده‎ای برای هدایت در تصمیم گیری و در تمام جنبه های کسب و کار است. یعنی برای استخدام کارمندان جدید، توسعه سیاستهای شرکت، تصمیم گیری در مورد خدمت به مشتریان، و غیره.

اگر اکنون با اطمینان قدم برداشته و احساس غرور کنیم، می‎توانیم از مسیر خود لذت برده و پیروزیهای آتی خود را جشن بگیریم.

 

 

https://cultureiq.com/defining-company-values /

https://www.workitdaily.com/core-values-every-organization /

درباره نویسنده:

سید احمد دلیری
من، سید احمد دلیری، باور دارم هر شرکت و سازمانی با آگاه‌سازی مدیران و توانمندسازی کارکنان خود ـ از طریق ایجاد رویکرد سیستمی و با استقرار مدیریت فرایندهای کسب و کارـ می‌تواند از نتایج شگفت‌انگیزی بهره مند شود. ما این مسیر را در کسب و کارهای بسیاری تجربه کرده ایم. نویسنده کتاب‌های: نقشه راه مدیریت فرایندهای کسب و کار؛ بررسی رابطه ایزو و مدیریت فرایند.

دیدگاه خود را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.